1

در کرب و بلا پیمبری می بینم
بر منبر خون دل، سری می بینم

توفان بزرگ دیگری در راه است
انگار حسین دیگری می بینم

 

2
با دیو سیاه ظلم، با شب جنگید
با «ابن زیاد» و «ابن عقرب» جنگید

با آیه «ما رایت الا...»، با عشق
تا صبح ظهور نور، زینب جنگید

 

3
ای مرثیه خوان! زبان عاشورا باش
هم قبله کاروان عاشورا باش

با لهجه سرخ عشق، همچون زینب
برخیز و حماسه خوان عاشورا باش

 

4
برخیز و ببین تو کوه پابرجا را
تفسیر کن این حقیقت زیبا را

در قاب نگاه سبز زینب بنگر
تصویر زلال ظهر عاشورا را

 

5
ای مرثیه خوان! به سبک زینب، آری
یک خطبه بخوان، به لهجه بیداری

آتش تو بزن به خرمن خونخواران
گر همچو حسین، از ستم بیزاری